غزل شمارهٔ ۱۳۵۹
عمر من در سایه آن قامت دلجو گذشت
از چنان حیرت فرا سروی چسان این جو گذشت؟
محمل لیلی سبکسیرست، ورنه بارها
چشم مجنون در دویدن از رم آهو گذشت
همچنان بیگانه از دین است چشم کافرش
گر چه عمش جمله در محراب آن ابرو گذشت
زهره شیران شود از دیدن همچشم آب
یارب از نظاره لیلی چه بر آهو گذشت