غزل شمارهٔ ۱۳۷۹

سبزه خط صفحه رخسار جانان را گرفت

طوطی خوش حرف از آیینه میدان را گرفت

بوسه را بر عارضش جا از هجوم خط نماند

سبزه بیگانه آخر این گلستان را گرفت

خط مشکین نیست گرد آن عقیق آبدار

آه و دود تشنه ما آب حیوان را گرفت

نیست پروای ملامت حسن وعشق پاک را

هاله در آغوش رسوا ماه تابان را گرفت