غزل شمارهٔ ۱۳۸۰

زنگ خط آیینه رخسار جانان را گرفت

سبزه بیگانه آخر این گلستان را گرفت

کشور حسن ترا آورد خط زیر نگین

مور عاجز عاقبت ملک سلیمان را گرفت

خط گرفت از حسن بی پروا عنان اختیار

مشت خاری پیش سیل نوبهاران را گرفت

در دلم صد عقده خونین گره شد چون انار

تا چو به، گرد خط آن سیب زنخدان را گرفت