غزل شمارهٔ ۱۴۲۲

خط نارسته ازان چهره گلگون پیداست

مشک خالص شدن از صافی این خون پیداست

همچو داغ از جگر لاله و چون درد از می

خون ما سوختگان زان لب میگون پیداست

می توان خواند ز سیمای علم آیه فتح

عالم آشوبی ازان قامت موزون پیداست

خط ننوشته ز سیمای رخ روشن او

همچو موج از قدح باده گلگون پیداست