غزل شمارهٔ ۱۴۳۵

لاله روشنگر چشم و دل سودایی ماست

دیدن سوختگان سرمه بینایی ماست

شد تهی دامن صحرای ملامت از سنگ

عشق بیرحم همان در پی رسوایی ماست

چشم دیوانه نگاهان ادب آموز شده است

این چه شرم است که با لیلی صحرایی ماست

خار در دیده ارباب هوس می شکند

ورنه خط جوهر آیینه بینایی ماست