غزل شمارهٔ ۱۴۶۵

عشق هر چند که در پرده بود مشهورست

حسن هر چند که بی پرده بود مستورست

هر که از چاه زنخدان تو سالم گذرد

گر بود صاحب صد دیده روشن، کورست

بود از زخم زبان خار بیابان جنون

نمک مایده عشق ز چشم شورست

جگر دیدن عیب و هنر خویش کراست؟

زشت اگر پشت به آیینه کند معذورست