غزل شمارهٔ ۱۴۹۱

کوثر زنده دلی چشم تر مردان است

دل پر آبله درج گهر مردان است

صبح اقبالی اگر در افق امکان هست

رخنه سینه و چاک جگر مردان است

در مصافی که زند موج بلا جوهر تیغ

تیغ از دست فکندن سپر مردان است

هر سری در خور اقبال، کلاهی دارد

سایه دار فنا تاج سر مردان است