غزل شمارهٔ ۱۵۰۷

دخل و تحسین بجا باعث احیای من است

هر که را درد سخن هست مسیحای من است

گر چه صد پایه ز نقش قدم افتاده مرا

کهکشان جاده همت والای من است

به تماشای گل و لاله به بستان نروم

گل رخسار سخن لاله حمرای من است

غیر زنجیر که سر در قدم من دارد

در بیابان طلب کیست که همپای من است؟