غزل شمارهٔ ۱۵۶۴

مایه پرورش عالم اسباب یکی است

باغ هر چند به صد رنگ بود آب یکی است

لطف چون قهر مرا زیر و زبر می سازد

نسبت سیل به این خانه و مهتاب یکی است

محو دیدار ندارد خبر از لطف و عتاب

چشم حیرت زدگان را نمک و خواب یکی است

غافل از مستی حسنی ز جگرسوختگان

داغ در چشم تو و لاله سیراب یکی است