غزل شمارهٔ ۱۵۶۷

لطف و قهر تو به چشم من غمناک یکی است

نظر مرحمت و حلقه فتراک یکی است

چه گره واکند از خاطر من ابر بهار؟

دانه سوخته و خاطر غمناک یکی است

نسبتی نیست به خورشید گل روی ترا

اینقدر هست که خوی تو و افلاک یکی است

چون خزان آتش بیداد زند در گلشن

چهره نازک گل با خس و خاشاک یکی است