غزل شمارهٔ ۱۵۷۸
ما نه آنیم که ما را به زبان باید جست
یا ز هر بی سروپا نام و نشان باید جست
اهل دل را به دل و اهل نظر را به نظر
دوستداران زبان را به زبان باید جست
مهر هر چند که در ذره نگردد پنهان
همه ذرات جهان را به گمان باید جست
گر چه از بید ثمر خواستن از بی بصری است
بوی گل از نفس سرد خزان باید جست