غزل شمارهٔ ۱۵۸۶

تیغ ابروی ترا جوهر چین می بایست

رقم ناز بر آن لوح جبین می بایست

از گلستان تو هر خار چرا گل چیند؟

شعله خوی تو رعناتر ازین می بایست

چند گستاخ رکاب تو ببوسند اغیار؟

قفل و بندی به در خانه زین می بایست

تا هوس دست نیابد به شکر دزدیدن

گرد لعل تو حصاری چو نگین می بایست