غزل شمارهٔ ۱۵۹۷

شادی هر که زیادست ز غم، کامل نیست

هر که را خرج ز دخل است فزون، عاقل نیست

دل گردون متأثر نشد از گریه ما

گنه تخم چه باشد چو زمین قابل نیست؟

عاشق آن است که سر بر قدم دار نهد

میوه تا در گرو شاخ بود کامل نیست

طالع حلقه زلف تو کبابم دارد

کز تماشای تو یک چشم زدن غافل نیست