غزل شمارهٔ ۱۶۱۱

در بیابان جنون سلسله پردازی نیست

روزگاری است درین دایره آوازی نیست

نه همین کوچه و بازار ز مجنون خالی است

در بیابان جنون نیز نظربازی نیست

وحشت آباد بود در نظر من شهری

که به هر کوچه او خانه براندازی نیست

برنیاید نفس از طوطی شیرین گفتار

در حریمی که رخ آینه پردازی نیست