غزل شمارهٔ ۱۶۲۸
دل ازان زلف چلیپا نتوانست گذشت
طفل از دام تماشا نتوانست گذشت
سوز ما را نتوان کرد به مجنون نسبت
هیچ مرغی ز سرما نتوانست گذشت
دامن از خار علایق نتوان آسان چید
سیل از دامن صحرا نتوانست گذشت
گر چه از فاختگان یافت پر و بال عروج
سرو ازان قامت رعنا نتوانست گذشت