غزل شمارهٔ ۱۶۴۸
عبیر زلف به جیب صبا نباید ریخت
به چشم بی بصران توتیا نباید ریختی
به زود، باده به اهل ریا نباید داد
به خاک شوره زار بقا نباید ریخت
ز سوز دل پر و بال من است زخم زبان
چو برق، خار مرا پیش پا نباید ریخت
به سخت رویی گردون صبور باید بود
وگرنه دانه درین آسیا نباید ریخت