غزل شمارهٔ ۱۶۵۷

خط نرسته ازان لعل آتشین پیداست

ز لطف، زهر خط از زیر این نگین پیداست

خبر ز نامه سربسته می دهد عنوان

عتاب و ناز تو از صفحه جبین پیداست

ز موج، روشنی آب می شود معلوم

صفای ساعدت از چین آستین پیداست

به درد و صاف می از جام می توان پی برد

ز روی خوب تو آثار مهر و کین پیداست