غزل شمارهٔ ۱۶۶۱

به چشم خفته شکرخواب اگر چه مهتاب است

بیاض دیده روشندلان شکرخواب است

میان باده کشان بی تکلفی باب است

رعایت ادب اینجا خلاف آداب است

به زیر چرخ نماند دل تمام عیار

صدف شکن بود آن گوهری که شاداب است

مخور فریب سخاوت ز چرخ کج رفتار

که طعمه ای که دهد روی پوش قلاب است