غزل شمارهٔ ۱۶۶۳

ریاض هستی ما سبز از می ناب است

بنای زندگی ما چو خضر بر آب است

همین نه خانه ما در گذار سیلاب است

بنای زندگی خضر نیز بر آب است

ازان چو ناخنه در دیده می خلد قد خم

که در کشیدن دامان مرگ قلاب است

اگر چه موی سفیدست صبح آگاهی

به چشم نرم تو بیدرد، پرده خواب است