غزل شمارهٔ ۱۶۸۶

به هر که می نگرم زیر چرخ دلگیرست

که میهمان لئیم از حیات خود سیرست

گهر ز گرد یتیمی تمام می گردد

مس و جود مرا درد باده اکسیرست

پیاله چشم و چراغ است شیر گیران را

به چشم بیجگران گر چه دیده شیرست

کنار کشت مده موسم بهار از دست

که موج سبزه به پای نشاط زنجیرست