غزل شمارهٔ ۱۷۱۶

قماش چهره یار از بهار معلوم است

که روی کار، هم از پشت کار معلوم است

ز جسم خاکی ما شور عشق بتوان دید

نفس کشیدن بحر از کنار معلوم است

ز نبض موج توان یافت حال دریا را

غم من از مژه اشکبار معلوم است

ز تیغ وعده خلافی به خون نشاندن من

ز خاک رهگذر انتظار معلوم است