غزل شمارهٔ ۱۷۳۴
منم که معنی بیگانه آشنای من است
نهال خامه من باغ دلگشای من است
چو نقش، پا ننهم از گلیم خود بیرون
حصار عافیت من ز نقش پای من است
به فکر باغ و غم آسیا چرا باشم؟
که آسمان و زمین باغ و آسیای من است
هزار خوشه پروین به نیم جو نخرم
که رزق من ز دو چشم ستاره زای من است