غزل شمارهٔ ۱۷۴۱

ز درد، عشق مرا بی نیاز ساخته است

ز جستجوی دوا بی نیاز ساخته است

ادا چگونه کنم شکر درد بی درمان؟

که از طبیب مرا بی نیاز ساخته است

کمند جاذبه بحر، همچو سیل بهار

مرا ز راهنما بی نیاز ساخته است

نظر به ملک سلیمان سیه نمی سازد

قناعتی که مرا بی نیاز ساخته است