غزل شمارهٔ ۱۷۴۵

به هیچ و پوچ مرا عمر چون شرر بسته است

ز خود برون شدن من به یک نظر بسته است

اثر ز جنت دربسته در جهان گر هست

ازان کس است که بر روی خلق در بسته است

شود ز روزن و در خانه ها غبارآلود

صفای سینه به پوشیدن نظر بسته است

مرا رفیق موافق به وجد می آرد

عزیمت سفر من به همسفر بسته است