غزل شمارهٔ ۱۷۵۱

نه خط ز خال لب یار سر برآورده است

که در هوای شکر، مور پر برآورده است

میان شبنم و گل، پرده حجاب شده است

ترا کسی که ز اهل نظر برآورده است

سبک عنانی زلف از تپیدن دلهاست

ز بیقراری ما، دام پر برآورده است

زخنده اش جگر خاک شکرستان است

لبی که مور مرا از شکر برآورده است