غزل شمارهٔ ۱۷۶۹

مرا که پرده چشم و حجاب هر دو یکی است

قماش چهره او با نقاب هر دو یکی است

رسانده است به جایی غرور حسن ترا

که صبر پیش تو و اضطراب هر دو یکی است

ز دیدن تو شود دیده ها ستاره فشان

فروغ روی تو و آفتاب هر دو یکی است

به گوهری نرسد رشته اش ز بیتابی

دل رمیده و موج سراب هر دو یکی است