غزل شمارهٔ ۱۷۸۵

کدام زهره جبین گوشه نقاب شکست؟

که رعشه ساغر زرین آفتاب شکست

نقاب شرم تو خواهد به یک طرف افتاد

نمی شود نخورد فرد انتخاب، شکست

کسی کز آن لب میگون به باده قانع شد

خمار باده گلرنگ را به آب شکست

به ماهتاب غلط می کند تماشایی

ز خجلت تو ز بس رنگ آفتاب شکست