غزل شمارهٔ ۱۷۹۲

اگر نه عاشقی این چهره خزانی چیست؟

اگر نه ماتمی این بخت آسمانی چیست؟

چو گردباد به رقص است ذره ذره خاک

تو نیز سنگ نشان نیستی، گرانی چیست؟

زبان شمع به صد آب و تاب می گوید

که جز فسردگی انجام زندگانی چیست؟

اگر ز آینه روی او نظر یابم

به طوطیان بچشانم شکرفشانی چیست