بخش۹

چه روزهایی خوب

که در من و تو گل آفتاب می رویید

به شهر شهره شعر و شراب می رفتیم

به کشهکشان پر از آفتاب می رفتیم

قلندرانه

گریبان دردیه تا دامن

به آستانه حافظ

خراب می رفتیم

و چشمهای تو با من همیشه می گفتند