بخش۱

به چشمهای نجیبش که آفتاب صداقت

و دستهای سپیدش

که بازتاب رفاقت

و نرمخند لبانش نگاه می کردم

و گاه گاه تمام صورت او را

صعود دود ز سیگار من کدر می کرد

و من به آفتاب پس ابر خیره می گشتم

و فکر می کردم

در آن دقیقه که با من