غزل شمارهٔ ۱۸۰۸

اگر نمی تپدم دل، ز آرمیدن نیست

که تنگنای جهان جای دل تپیدن نیست

ز بی غمی نبود رنگ روی من بر جای

ز ضعف، رنگ مرا قوت پریدن نیست

ز دست آینه شد موی سبز و گشت سفید

هنوز دانه امید را دمیدن نیست

قدم به خار و گل راه عشق یکسان نه

که رهزنی بتر از پیش پای دیدن نیست