بخش۸

تو را هنوز اگر همتی به جا مانده ست

سفر کنیم

سفر

سفر ادامه بودن

ز سینه زنگ کدورت زدودن است

آری

سفر کنیم و نیندیشیم

اگر چه ترس در این شب که از شبانه ترین است

اگرچه با شم شومم همیشه ترس قرین است