میکده
/
حمید مصدق
/
سالهای صبوری
/
هرگز
هرگز
من تمنا کردم
که تو با من باشی
تو به من گفتی
هرگز هرگز
پاسخی سخت و درشت
و مرا غصه این هرگز کشت