تکدرخت

این غروب غمزده

بر من ببار

بر برگهای بی طراوت من

اما اب عقیم بی نم باران گذشت و رفت

عابر به سوی من

بر شاخسار من

بر شاخسار بی بر و برگم نظر فکن

اینجا

هر چند چشمه سارا روان نیست