ترانه خوان عشق

تو رفتی و نفس گرم عاشقان با من

ستاره سوختگانند مهربان با من

به یاد عشق تو تا من ترانه خوان گشتم

جهان و جمله جهان شد ترانه خوان با من

ز بیخ و بن بکند کوه درد و غم این سیل

چنین که گریه کند چشم آسمان با من

رسد همیشه به فریاد باده نوشان حق

بگفت این سخن آن میر می کشان با من