غزل شمارهٔ ۱۸۱۴

نسیم صبحدم از بوی یار خالی نیست

ز بوی گل نفس نوبهار خالی نیست

یکی است در نظر پاک، توتیا و غبار

که هیچ گردی ازان شهسوار خالی نیست

درون خانه بی سقف روشنی فرش است

ز ماه، دیده شب زنده دار خالی نیست

هلاک آینه روشنند تازه رخان

ز سرو و بید لب جویبار خالی نیست