غزل شمارهٔ ۱۸۱۸

طریق مردم سنجیده خودستایی نیست

که کار آتش یاقوت ژاژخایی نیست

به اهل دل چه کند حرف بادپیمایان؟

نشانه را خطر از ناوک هوایی نیست

ز خنده رویی گردون فریب رحم مخور

که رخنه های قفس رخنه رهایی نیست

اگر چه دامن گل خوابگاه شبنم شد

خوشم که دولت تردامنان بقایی نیست