غزل شمارهٔ ۱۸۸۲

خال لب تو داغ دل آب کوثرست

پنهان تبسمت نمک شور محشرست

حالا به فکر دلبری افتاده ابرویت

تیغ برهنه روی تو نوخط جوهرست

تنها نه من دل پری از باغ می برم

شبنم هم از تبسم رسوای گل، ترست

کی رو ز تلخرویی دریا به هم کشد؟

ابر مرا معامله با آب گوهرست