غزل شمارهٔ ۱۸۹۳

وحدت سرای دل به جهانی برابرست

هر گوشه اش به کنج دهانی برابرست

هر شعر آبدار که دل می برد ز جا

هر مصرعش به سرو روانی برابرست

دل تازه می شود ز شراب کهن مرا

این پیر زنده دل به جوانی برابرست

آن طفل شیرمست که دیوانه اش منم

هر سنگ او به رطل گرانی برابرست