غزل شمارهٔ ۱۸۹۶

از شادی جهان غم دلدار خوشترست

این است آن غمی که ز غمخوار خوشترست

با فقر خوش برآی که صد پرده خواب امن

در چشم من ز دولت بیدار خوشترست

از درد و داغ عشق دل ما گرفته نیست

گلخن برای آینه تار خوشترست

گردد سبک ز سنگ، دل نخل میوه دار

دیوانه در میانه بازار خوشترست