غزل شمارهٔ ۱۸۹۸

جانهای آرمیده ز مردم رمانترست

آبی که ایستاده تر اینجا روانترست

دست از ستم مدار که در روز بازخواست

از شمع کشته، شکوه ما بی زبانترست

خود را سبک مکن که به میزان اعتبار

هر کس سبک شود، به نظرها گرانترست

چون سیل زودتر به محیط بقا رسد

از بار درد هر که درین ره گرانترست