غزل شمارهٔ ۱۹۳۶

در هر دلی که ریشه کند پیچ و تاب عشق

پیوسته همچو زلف، سرش در کنار اوست

موج سراب می شمرد سلسبیل را

دلداده ای که تشنه بوس و کنار اوست

پیراهنش قلمرو جولان یوسف است

هر پرده دلی که در او خارخار اوست

چینی که از جبین نگشاید به زور می

غافل مشو که سکه دارالعیار اوست