غزل شمارهٔ ۱۹۴۳

دامن به دست هر که دهی دستگیر توست

از هر دلی که گرد فشانی عبیر توست

نقصان نکرده است کسی از گذشتگی

شالی اگر دهی به فقیری حریر توست

گر دست سایلی به عصایی گرفته ای

در تکیه گاه خلد به دولت سریر توست

از ما متاب روی که در وقت پای لغز

دست ز کار رفته ما دستگیر توست