غزل شمارهٔ ۱۹۶۴
این گردباد نیست که بالا گرفته است
از خود رمیده ای است که صحرا گرفته است
از کاسه سرنگونی فرهاد نسخه ای است
این ساغری که لاله حمرا گرفته است
مژگان به خون صید حرم تر نمی کند
صیاد پیشه ای که دل از ما گرفته است
دامن گره به دامن ساحل نمی زند
موجی که خو به شورش دریا گرفته است