غزل شمارهٔ ۱۹۸۷

تا دست من به گردن مینا رسیده است

کیفیتم به عالم بالا رسیده است

باشد ز سر گرانی معشوق ناز عشق

گردنکشی ز باده به مینا رسیده است

از بیکسی رسیده به من در میان خلق

از گوشه گیری آنچه به عنقا رسیده است

شبنم به آفتاب رسانید خویش را

از همت است هر که به هر جا رسیده است