غزل شمارهٔ ۲۷۹۵

ای تو جان صد گلستان از سمن پنهان شدی

ای تو جان جان جانم چون ز من پنهان شدی

چون فلک از توست روشن پس تو را محجوب چیست

چونک تن از توست زنده چون ز تن پنهان شدی

از کمال غیرت حق وز جمال حسن خویش

ای شه مردان چنین از مرد و زن پنهان شدی

ای تو شمع نه فلک کز نه فلک بگذشته‌ای

تا چه سر است اینک تو اندر لگن پنهان شدی