غربت
هنوز مادرم
نماز صبح را نخوانده بود
موذنی هنوز
ندایی از مناره سر نداده بود
که در کناره افق
سپیده سر زد و ستاره ای
به سرزمین ما غروب کرد
چو شبنمی که از طلوع آفتاب
ز روی غنچه ای غمین
هنوز مادرم
نماز صبح را نخوانده بود
موذنی هنوز
ندایی از مناره سر نداده بود
که در کناره افق
سپیده سر زد و ستاره ای
به سرزمین ما غروب کرد
چو شبنمی که از طلوع آفتاب
ز روی غنچه ای غمین