دزد
گر که ارزان می فروشم من متاعم را
عابر غافل
از برم بی اعتنا مگذر
من به جان کندن
با مشقت بی صدا ترسان
هر شب از دیوار مردم می روم بالا
می خزم بر بامهای پست
می دوم در سایه دیوار
می گریزم در پناه شیروانی ها
گر که ارزان می فروشم من متاعم را
عابر غافل
از برم بی اعتنا مگذر
من به جان کندن
با مشقت بی صدا ترسان
هر شب از دیوار مردم می روم بالا
می خزم بر بامهای پست
می دوم در سایه دیوار
می گریزم در پناه شیروانی ها