مگس

سمج اندیشه موذی فعلی است

کز سر من گویی

سرپروانه ندارد هرگز

و من کم طاقت

هرچه می کوبم و می رانمش از راه دگر می اید

در چنین خشک هوا

کز تف داغ دمش

هر خیال خامی پخته نماید به نظر

با چه سنجم آخر فکرم را