هنگام هنگامه

هان ای شب خارایی

سنگ صبورم شو

و در گرد آتش پژمرده ام بهل

ای هاله نیلی فام

تا بگویمت

آنچه را که دیگر نمی توانمش نهفت

بختم کوتاه ماند

و دستم از آن کوتاهتر

و تلاشها همه آواره شدند